گزارشی از زندگی و اقتصاد زنان ترکمن در روستایی مرزی

دخترای ننه دریا

گزارشی از زندگی و اقتصاد زنان ترکمن در روستایی مرزی

دختران امیدِ تنگ در دشت بی‌کران

آزاده تاج‌علی

روستایی تاریخی در شمال شرق ایران، مجموعه‌ای بکر از تاریخی ٧٥٠٠ ساله، باقی مانده‌هایی از آجرهای قرمز روی دو تپه دورانی و تصویرهایی به‌جا مانده از تاخت و تاز اسبان ترکمن و زنان و کودکان چشم بادامی.

اینجا محل زندگی ساده و ایلیاتی خانوارهای ترکمن از قوم «قُجُق» است که در نزدیکی مرز ترکمنستان قرار دارد؛ جایی که تمامی خانه‌هایش نوسازی و بازسازی شده‌اند، جز یک خانه کوچک ایوان‌دار که در آن زنان بدون مردان زندگی می‌کنند و به‌علت فوت سرپرست خانوار، خرده محصول‌های کشاورزی، قالی بافی و خیاطی سنتی را خود با مراجعه به شهر، به فروش می‌رسانند: «آی گل» (ماه گل) سی و هشت ساله، «آی تک» (تکه ماه) سی و سه ساله و «اِلمای» (دست بخشنده) سی ساله، به همراه «نارجمال» (زیبایی انار) مادر هفتاد ساله‌شان صاحبان این خانه هستند که هر کدام با نوع علاقه‌ای که دارند، گوشه‌ای از کسب درآمد برای خانواده را بر گردن گرفته‌اند.

 

از چپ به راست: آی‌تک، آی‌گل، نارجمال

آی‌تک؛ چارقدهای رنگارنگ

«آی‌تک» مانند بسیاری از دختران ترکمن لاغر اندام است و از سال‌ها پیش، با روسری‌های بزرگ ترکمنی (یالِق- چارقد) سرو کار دارد که از شهر برایش می‌رسد. این روسری‌ها وقتی به‌دست او می‌رسند، حاشیه‌های ساده و یکدست دارند که آی‌تک باید با دقت چهار ضلع آنها را با قیچی، برش‌های کوچک بدهد و از کنار برش‌ها، تار‌های روسری را جدا کند و گره بزند. آی‌تک برای ریشه ریشه کردن هر روسری ساعت‌های متمادی کنار دیوار می‌نشیند، روسری را روی زانوانش پهن می‌کند و از یک گوشه شروع می‌کند به گره‌های ریز زدن. اگر بشماری، هر ضلع چارقد‌ها ٢٣٠ گره ظریف دارد تا ریشه‌ها را شکل بدهد. کار سختی که او با انگشتان زبرش روزها انجام می‌دهد و دست آخر، با تحویل هر روسری آماده، ٤٠٠٠ تومان دریافت می‌کند.

خودش می‌گوید: چارقد‌ها و یالق‌هایی که برایم می‌آورند بیشتر از رنگ‌های شاد هستند: قرمز، آبی نفتی و نارنجی. زن‌های ترکمن هر وقت در روستا عروسی داریم البته چارقدهای بیشتری برایم می‌آورند تا گره بزنم، چون رسم داریم که همه قوم و خویش‌مان را با چارقدهای نو ببینیم و برای هر مردی عیب و ننگ است که زنش یا دخترش را با چارقد عروسی قبلی روستا به عروسی جدید بفرستد، اما خب، پوشیدن پیراهن‌های قبلی اشکالی ندارد. در «آبادان تپه» (حومه گنبدکاووس در استان گلستان) همه ماه‌ها جز ماه رمضان مجلس عروسی برگزار می‌شود و من تقریباً همه ماه‌ها روسری برای گره زدن دارم. کار من بیشتر با شادی قوم و خویشم سروکار دارد و من هر روز که بیدار می‌شوم، دعا می‌کنم خبر ازدواج بشنوم تا هم دختری به خانه بخت رفته باشد و هم خودم روسری‌ای برای پول درآوردن داشته باشم.

آی‌تک درباره قیمت روسری‌ها توضیح می‌دهد: معمولاً از ٥٠‌ هزار تومان شروع می‌شود و گاهی به یک میلیون تومان هم می‌رسد که البته این قیمت مربوط می‌شود به چارقدهای «تاتار» که آماده هستند و به‌صورت عتیقه، نسل به نسل در خانواده‌های ترکمن می‌چرخند.

آی‌گل؛ قالی‌بافی

«آی‌گل» ١٥ سال است که قالی ترکمنی می‌بافد، توضیح می‌دهد: قالی‌ها چند نوع هستند: پادری، جانمازی و پرده و پشتی ترکمنی. برای بافتن پادری، ١٠ روز، جانمازی یک هفته، یک جفت پشتی ٢٠ روز و برای پرده هم یک ماه وقت می‌گذارم و هر وقت یک کار را تمام می‌کنم، روز بعد را برای فروش به مغازه‌های آشنا در شهر می‌روم که همه آنها کارم را قبول دارند. آنها برای پادری ١٠٠‌ هزار تومان، جانمازی ١٥٠‌ هزار تومان، پرده ٣٠٠‌ هزار تومان و برای یک جفت پشتی ٤٥٠‌ هزار تومان به من پول می‌دهند، اما در این ماه‌ها به‌خاطر کمردرد و سنگ کیسه صفرا دیگر قالی‌های کمتری می‌بافم و قصد دارم کار نمدبافی ترکمنی را بعد از ١٠ سال دوباره با مادرم شروع کنم. چون دخترهای کمتری این کار را بلدند و نمی‌توانند از من جلو بزنند.

آی‌گل درباره درآمد ماهانه‌اش می‌گوید: امسال هر ماه فقط ٢٠٠‌ هزار تومان درآمد داشتم و برعکس پارسال اصلاً نتوانستم طلا بخرم، چون این کار برایم خیلی خوشحالی می‌آورد و هر وقت که به شهر می‌روم، قبل از فروش قالی‌ها، اول کنار ویترین طلافروشی‌ها می‌ایستم و هر ماه از سال، برای خرید طلای عید قربان برنامه‌ریزی می‌کنم، چون بیشتر زن‌های ترکمن فقط نزدیکی‌های عید طلا می‌خرند.

اِلمای؛ خیاطی سنتی

«اِلمای» دختر سوم است. او نسبت به خواهرهایش بیشتر درس خوانده، یعنی تا کلاس پنجم و در همین سطح توانسته است که اعتماد بقیه اعضای خانواده را برای انجام کارهای کلان اقتصادی مانند سرمایه‌گذاری برای خرید دام و انجام امور بانکی به گردن بگیرد. او از ۱۰ سال پیش مهارت‌هایی برای دوخت پیراهن‌های بلند زنانه که ترکمن‌ها می‌پوشند، به‌دست آورده است و درباره کارش توضیح می‌دهد: ما به این پیراهن‌ها می‌گوییم: «گیجه گونیز»، یعنی شب و روز. چون راحت هستند و زن ترکمن در همه ساعت‌های شب و روز با آنها سر می‌کند. در کنار اینها، شلوارهای کوتاه زنانه (بالاق) هم هست که به‌دلیل بلندی پیراهن‌ها، در تن زنان دیده نمی‌شود، اما رسم داریم که نقش‌های زیبا برای آنها را روی هر پاچه گلدوزی کنیم. البته بیشتر سختی این کار مربوط به شلوارهای زنان سالمند است؛ هر دختر ترکمن باید در جهیزیه‌اش چند شلوار گلدوزی شده با طرح‌های بیشتر و سخت‌تر از مال جوان‌تر‌ها، برای مادرشوهرش کنار بگذارد.

سه دختر جوان در کنار کارهای سنتی و به‌جا مانده از مادران و مادربزرگان خود، روش زندگی جدیدی را هم تجربه می‌کنند. آنان برخلاف بزرگترهای ایل، به هنگام کار در مزرعه کوچک‌شان در تابستان کلاه به سر می‌گذارند و در اتاق مشترک‌شان کنار آینه، می‌توان شیشه‌های عطر، کرم‌های ضدآفتاب و چند محلول شست و شوی صورت پیدا کرد. ملزوماتی که زندگی شهری را به روستای کوچک آنان می‌آورد و انتظار دختران دشت را شیرین‌تر می‌کند.

* ستون «دخترای ننه دریا» که گزارشی مرتبط با بانوان ایرانی است، چهارشنبه‌ها منتشر می‌شود.

روزنامه شرق، شماره 1639، چهارشنبه 13 دی 1391، صفحه 16 (آخر)



زمان: 2018-04-16 15:00:02